جورج جرداق (مترجم: خسروشاهى)
542
علي صوت العدالة الإنسانية (امام على ع صداى عدالت انسانى) (فارسى)
شكنجه قرار داده بود ، داد زد و با فرياد خشمناكى چنين گفت : « اين چه وضعى است ؟ براى حيوانات درنده و وحشى ، لانه و پناهگاهى وجود دارد كه به آن پناه مىبرند ، ولى آنهايى كه خون خود را در راه « ايتاليا » مىريزند ، جز هوايى كه استنشاق مىكنند ، مالك چيز ديگرى نيستند ؟ آنان سقفى ندارند كه سايهاى داشته باشد و منزل ثابتى ندارند كه در آن بنشينند ، بلكه خود و زنان و فرزندانشان حيران و سرگردان به اين سو و آن سو مىروند . آنان جنگ مىكنند و كشته مىشوند تا وسايل خوشگذرانى و تجمل گروهى را فراهم آورند . آنان را ارباب زمين خوانند در صورتى كه مالك يك مشت خاك هم نيستند » . ولى رهبران اين گروه انقلابى كه بر ثروتمندان روم شوريدند ، از طرف گروه ديگر ، يعنى حزب سرمايهداران ، كشته شدند . به اين سخنى كه كايوس يكى از سخنوران انقلابيون ، قبل از كشتهشدن با صداى بلند به سران حزب ثروتمندان گفت ، گوش كنيد : « شما از كشتن من چه سودى مىبريد ؟ شما با اين قتل ، بهزودى شمشيرى را كه در اطراف شما به غلاف گذاشتهام ، بيرون مىكشيد ! » « 1 » .
--> ( 1 ) . كايوس گراكوس ، كه انقلابىتر و جسورتر از برادرش بود ، پس از مرگ برادر بهدفاع از مردم برخاست و براى اجراى قانون برادرش ، به كشمكش پرداخت و براى تضعيف قدرت سنا نيز كوشيد و افراد طبقه متمول را بر ضد يكديگر برانگيخت و سيسرون از زبان او نقل مىكند كه گفت : « شمشيرهايى در وسط ميدان فروم انداختهام كه روميان يكديگر را با آن خواهند كشت » وى قانون اصلاحاتى برادرش را بهموقع اجرا گذاشت و به اصلاحات ديگرى پرداخت ولى مجلس سنا كه قدرت جديدى يافته بود ، عليه او اقداماتى كرد و سرانجام او نيز مانند برادرش كشته شد . به زندگانى كايوس ، تأليف پلوتارك رجوع شود . م